من عروسکی هستم در...

 

 

وقتی از مادر متولد شدم ...صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد از

این با تو خواهم بود .به او گفتم تو کیستی ؟گفت : غم..................

فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعد ها با او بازی

خواهم کرد . ولی بعد ها فهمیدم ...که من عروسکی هستم در

دستان غم...