چهارشنبه 24 بهمن ماه سال 1386
من عروسکی هستم در...

وقتی از مادر متولد شدم ...صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد از
این با تو خواهم بود .به او گفتم تو کیستی ؟گفت : غم..................
فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعد ها با او بازی
خواهم کرد . ولی بعد ها فهمیدم ...که من عروسکی هستم در
دستان غم...
